حاجيه خانم علويه كرمانى

25

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى

بو [ ى ] تعفّن خواب نكردم . . . امروز دو نفر از اهل حاج مردند . يكى احكام [ عكام ] عرب بود و ديگرى عجم بود . عرب را كه خاك كردند . نعش عجم را پيچيدند ببرند نجف اشرف » . كاروان نويسنده روز اربعين به نجف اشرف مىرسند . وى درباره راه جبل و اين كه چه تعداد از زائران از اين مسير آمدند مىنويسد : « از مدينه كه حركت كرديم ، حاج شامى و بعضىها از راه شام رفتند . حاج مصرى و بعضىها از راه مصر رفتند . خيلىها از مدينه برگشتند ، چه سنى و چه شيعه ؛ رفتند به جده ، از راه آب رفتند به ولايت‌شان . ماها كه حاج جبلى بوديم ، از راه جبل آمديم . از اين راه خيلى كم آمدند . چهارصد و شصت جفت كجاوه بار بود . هر كجاوه دو احكام [ عكام ] داشت . آنچه سرنشين و پياده و جمّال و حمله دار بودند ، قريب هفت هشت هزار بودند . مىگويند حاجى كه امسال آمده ، اين سال‌ها نيامده . الحمد للّه همه صحيح و سالم رسيديم . بر پدر شترهاى ديوانه لعنت كه از جبل به اين طرف چند كجاوه را زمين زدند و خرد كردند . چند نفر سر و دست [ و ] پايشان شكست . چون شتر از مكه تا جبل كرايه مىكنند ، و از جبل تا نجف ، جبلىها همه ديوانه . الحمد للّه كه بخير گذشت . امروز كه اربعين بود ، جاى همگى خالى ، مشرف شدم به حرم مطهّر ، دعاگوى همه بودم » . وى در نجف از حاجى خان جدا شده و بقيه سفر را به كربلا و كاظمين و سامرا و سپس به ايران ، به تنهايى و همراه « فاطمه » است . وى در عتبات ، ميهمان برخى از چهره‌هاى معروف است كه گهگاه نامشان را بر زبان مىآورد : « امروز هم مهمان خانهء حاجى ميرزا علامه هستم كه برادرزادهء قرة العين بابى است ، پسر آقا محمد صالح است . آنجا هم به واسطهء حاجى خانم زن حاجى كلانتر ، ما را وعده خواستند » . با پايان يافتن زيارت عتبات و در آستانه رسيدن فصل سرما ، كاروان آنان به سرعت به سمت ايران حركت مىكند . شيوع و با در ايران مشكلاتى را براى رفت